(ARAZ ALONE)

آنجا که کشتن عاطفه فرهنگ میشود

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 40
بازدید ماه : 36
بازدید کل : 46554
تعداد مطالب : 96
تعداد نظرات : 32
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


جاوا اسكریپت


چقدر بی وفایی

چقدر قشنگ منو فروختی

چقدر قشنگ از من گذشتی

چه بی تفاوت توی قلبت

شعر جدایی رو نوشتی

چقدر قشنک دلو سوزوندی

منو به بیراهه کشوندی

چه ساده اشکمو ندیدی

چقدر قشنگ رفتی نموندی

چقدر قشنگ رفتی نموندی

چقدر قشنگ وبی وفایی

منو رسوندی تا جدایی

گفتی هزاران بار سوگند

که تو همیشه یار مائی

چقدر قشنگ و دلربایی

پشت نقاب بی ریایی

منو تو دنیا جا گزاشتی

منتو غم بی سر پناهی

منو غم بی سر پناهی

ایینه ای شکسته ام برو

از با تو بودن خسته ام برو

من کوله بار رفتنو عمری

با اشک چشمام بستم برو

با اشک چشمام بستم برو

چقدر قشنگ منو فروختی

چقدر قشنگ از من گذشتی

نويسنده: ღღღArAzღღღ تاريخ: یک شنبه 3 بهمن 1389برچسب:وفا,غم,چشم,خسته, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

وفای غم

در خواب ناز بودم شبی .... دیدم کسی در می زند ..... در را گشودم روی او .... دیدم غم است در می زند  ..... ای دوستان بی وفا .... غم با این همه بیگانگی  ...   هر شب به ما سر میزند .

نويسنده: ღღღArAzღღღ تاريخ: شنبه 2 بهمن 1389برچسب:غم,وفا, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شبه چشای تو هنوز توی خاطرمه

شبه چشای تو هنوز توی خاطرمه

 

دوست داشتنه تو تو وجود و باورمه

 

این لحظه لحظه ها نفس های آخرمه

 

میدونی که لحظه تنهایی من

 

نمیری یه لحظه حتی از خاطر من

 

میدونم که هنوز چشات هستن عاشق من

 

بزار بگم که بی تو نا ندارم

 

میخوام خودمو تو این دنیا جا بزارم

 

بدونه تو دیگه من یه لحظه تاب ندارم

 

برگرد برگرد

 

عشق مونس عشق های دیگه بارونی شد

 

لحظه جدایی من و تو خاطره شد

 

لحظه های تنهایی منم موندنی شد

 

زندگیم شده خوندن واسه چشای تو

 

میدونم میمونم همیشه تو لحظه های تو

 

بیاد تو رو با دلم هوای چشای تو

 

هنوزم که هنوزه بیاد چشمات بیدارم

 

بیا که دیگه پیره عشق تو نا ندارم

 

میخواد بمیره ولی بی تو نمیتونه

 

میدونی میدونی

 

نزار بمیرم از غم بی همزبونی

 

میدونم آخرش میای و با من میمونی

 

دیگه داره دیر میشه و منو دریا میدونی

 

بخدا قسم که من بی تو بی کس ترینم

 

 تو رو جونه چشات نزار تنها بمونم

 

بی تو آخه تو این آدما من غریبم

 

بدون قدر منو تو تا نفس باقیه

 

هیچکس نمیدونه شاید فردا روزه آخریه

 

می خوام برم از این جهنم که اسمش زندگیه

 

میدونی میدونی

 

آخه کی حالا از کاره این دنیا  رازیه

 

کی برده آره اون که همیشه اسمش باقیه

 

عاشق تو این دورو زمونه به مرگش رازیه

 

آره قاموسه این روزگار بی وفاییه

 

 شبه چشای تو هنوز توی خاطرمه

 

دوست داشتن تو  تو وجود و باورمه

 

این لحظه لحظه ها نفس های آخرمه

 

برگرد برگرد

 

آره قاموسه این روزگار بی وفاییه

نويسنده: ღღღArAzღღღ تاريخ: جمعه 1 بهمن 1389برچسب:شب,چشم,خاطره,قاموس روزگار,بی وفایی,وفا, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

من از بیگانگان هرگز ننالم كه هر چه كرد با من آشنا كرد

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to arazalone.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com